تو از کدام چشم مست

تو از کدام چشم مست
جام شراب گرفته ای
تو از می کدام باده مست گشته ای
تو از کدام کران عشق
مرا به بیکرانگی رسانده ای
تو از کدام چشمه ی زلال
کویر تشنه ی مرا
به زمزم زلال عاشقان رسانده ای
بیا که در گلوی من فشرده شد
بغض سکوت بی تو بودن و
نوای بی نوای واژه های حسرت و فراق
بیا هبوط کن میان قلب من
رسان مرا به اقتدار آفتاب مهر و
فروغ عشق جاودانگی ❤
دیدگاه ها (۰)

‏بدون عشق موسیقی وجود ندارد، بدون موسیقی، رویایی در کار نخوا...

من در کنار تو به آرامش می رسمو آنجا که هیچ کس به یاد ما نیست...

.دلتنگ تو هستم که  دلم  کرده هوایت شک نیست، مرا می‌کشد این د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط