#پارت_16

#پارت_16

غذارو اوردو مشغول خوردن شدیم ...

- آیتک ..

+ جونم

از حرفش تعجب کردم خودشم انگار خجالت کشید ... خیلی کیوت شده بود ، لپشو کشیدمو ادامه دادم ..

- واسه تنبیهت ..

دوباره نگاهش نگران شد ...

- میخوام بیای پیش خودم کار کنی ...


+ چی ؟ من اخه چه کاری ازم بر میاد ...


- برای شرکت طراحیاشو میخوام تو انجام بدی ، البته چن نفرم کمکت میکنن ...

- قبوله ؟


+ خب اره فقط چرا ؟


- اونجا جلوی چشممی و میتونم بیشتر مراقبت باشم


+ ممنونم * لبخند *


- * خنده *

باهم میزو جم کردیمو روی مبل نشستیم ...
خنوز پیش هم نمی خوابیدمو هر وس توی اتاقش میخوابید اما من میخواستم موقع خوابم پیشم باشه ...


- خب آیتک من ، پایه ی یه فیلم ترسناک هستی


+ چییی فیلم ترسناک ؟
دیدگاه ها (۰)

#پارت_20 مجبورش کردم فیلمو تا ته ببینه ، وسطاش یهو جیغ میکشی...

#پارت_31( چن روز بعد ) رفتم شرکتو کارای اونجا رو یکم اوکی کر...

#پارت_7پسره با چاقو سمتم هجوم اورد ، جاخالی دادمو یه مشت توی...

#پارت_5رفتم پاتوق همیشگیم ، آیناز لعنتی دوباره زنگ زد ...- چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط