ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟
بیگانه شدی، دست‌مریزاد، کجایی؟
در دامِ تــواَم، نیست مرا راهِ گریزی
من عاشقِ این دام و تو صیّاد، کجایی؟
محبوس شدم گوشه‌ی ویرانه‌ی عشقت
آوار غمت بر سرم افتاد، کجایی؟
آسودگی‌اَم، زندگی‌اَم، دار و ندارم
در راهِ تو دادم همه بر باد، کجایی؟
اینجا چه کنم؟ از که بگیرم خبرت را؟
از دستِ تو و نازِ تو فریاد، کجایی؟
دانم که مرا بی‌خبری میکُشد آخر
دیوانه شدم خانه‌ات آباد، کجایی؟
دیدگاه ها (۳)

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

شعر و غزل

فراتر از خویش

عاشقانه های شبنم

#خدایا...به تو سپردم آنچه را کهنه در خِردم میگنجد،نه در توان...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط