هنـــــــوز،

هنـــــــوز،
تـــــــه مانده آغــوشت را،
محکم بغل میگیـــــــرم...
هنـــــــوز،
با تـــــــه مانده خاطراتت،
زندگـے میکــــــــــــــــــــــــــــنم...
گفتم:شایـــــــــد برگشت.
هنـــــــوز زنده ام...
بــــه امید
هـــــــــــمان " شایــــــــــــــــــــــد "
دیدگاه ها (۱)

واقعا تو آرت کشیدن افتضاحم.😭اما نا امید نمی شم چوننن...اسکلم...

قوی باش💪شاید دنیا به خاطر  آدم هایی مثل تو هنوز هم جای خوب و...

برنامه ی اینده ی من اول درسم رو تموم میکنم وبعد معلم زبان می...

فقط بعضی شب‌ها،میانِ سکوتِ خانه،ناگهان چیزی در دل آدم سنگین ...

پارت ۲۴صبح که شد، رزا دنبال یک جواب نگشت. چون تهِ دلش هنوز ب...

احساس میکنم وقتی این قسمتارو خونده[مردم میگن یه نگا به خودت ...

دردسرهای بچه داری پارت۹

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹ (پایان فصل اول)𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁹شش ماه...

💛🍂مرا به هفت سالگی‌ام ببر زیر همان درخت خانه مادربزرگکه سیب‌...

پشت نگاه سردت ... 14ویو آتاز فروشگاه بیرون اومدم و کیسه‌هامو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط