- ای غم ! نمی دانم 

- ای غم ! نمی دانم 
 روز ِ رسیدن روزی ِ گام ِ که خواهد بود 
 اما درین کابوس ِ خون آلود 
 در پیچ و تاب ِ این شب ِ بن بست 
 بنگر چه جان های گرامی رفته اند از دست !
دردی ست چون خنجر 
یا خنجری چون درد 
 این من که در من 
 پیوسته می گرید 
 در من کسی آهسته می گرید
#زیبا
دیدگاه ها (۱)

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

طنینِ خشمِ نود میلیون؛ پایانِ عصرِ غارتهمراهِ گرامی، این قطع...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

بهار بدون تو

مژده‌ای در راه است...وقتی رهبر معظم انقلاب از «قدرت اول دنیا...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط