.

.
همیشه برای همه چیز وقت نیست!!
یا
هروقت خواستی می تونی بروی اما هر وقت خواستی نمی تونی برگردی!!
در عنفوان جوانی چنان که افتد و دانی با شاهدی(طالبی) سری و سرّی داشتم به حکم آنکه حلقی داشت طیِّبُ الاَدا وَ خَلقی کالبدرِ اذا بَدا.
اتفاقاً به خلاف طبع از وی حرکتی بدیدم که نپسندیدم دامن ازو در کشیدم و مهره برچیدم و گفتم:
برو هر چه می بایدت پیش گیر
سر ما نداری سر خویش گیر
شنیدمش که همی‌رفت و می‌گفت
شب پره گر وصل آفتاب نخواهد
رونق بازار آفتاب نکاهد
این بگفت و سفر کرد و پریشانی او در من اثر
اما به شکر و منت باری پس از مدتی باز آمد آن حلق داودی متغیر شده و جمال یوسفی به زیان آمده و بر سیب زنخدانش چون به گردی نشسته و رونق بازار حسنش شکسته متوقع که در کنارش گیرم. کناره گرفتم و گفتم:
آن روز که خط شاهدت بود
صاحب نظر از نظر براندی
تازه بهارا ورقت زرد شد
دیگ منه کآتش ما سرد شد
پیش کسی رو که طلبکار تست
ناز بر آن کن که خریدار تست
یعنی از روی نیکوان خط سبز
دل عشاق بیشتر جوید
بوستان تو گند زاریست
بس که بر میکنی و میروید
گر دست به جان داشتمی همچو تو بر ریش
نگذاشتمی تا به قیامت که بر آید
جواب داد ندانم چه بود رویم را
مگر به ماتم حسنم سیاه پوشیدست
اینم سعدی گفتن جان همونی که میدونی روی سعدی عیب نذار..
قربون همونی که میدونی بری..
دیدگاه ها (۱)

توی مجموعه رعنا برای رعنا خواستگار اومده. خواستگار و پدر رعن...

داشتم فکر می کنم چرا ما توی این چند تا جنگی که با آمریکا و ر...

به هوش مصنوعی گفتم حضرت زهرا رو در هفده سالگی بکش..... من تک...

حالا که هر چی رعایت می کنم و باز بدرفتاری ادامه داره بذار حر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط