⁦✿My lovely idol⁦✿ 2

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2
✯part:²⁴
هه‌نا: این که بهت نگفته بخواطر این بوده که نمی‌خواسته درگیرت بکنه میخواست خودش همه چیز رو به دوش بکشه ولی کاری نکن از اینکه همه چیز رو بهتر گفتم پشیمون بشم
جونگکوک: نه نه حواسم به همه چیز هست
هه‌نا: به چیز دیگه از وقتی پدرش فوت کرد از پسرا دوری می‌کرد اینکه الان بهت اجازه داده نزدیکش بشی خدارو شکر بکن
هه‌نا دست جونگکوک رو گرفت و نوازش کرد
هه‌نا: پسرم مراقب هیونا باش میدونم که تو هم سختی داری و درگیری ولی تنها کسی که می‌تونه تا ابد کنار هیونا باشه و مراقبش باشه تویی
بعد از یه مکالمه طولانی هر کدوم برگشتن اتاقشون جونگکوک تا میخواست در اتاق رو باز بکنه هیونا در رو باز کرد گیج و خوابالو بود چشمش رو مالید
هیونا: کجا رفته بودی؟ خیلی بد جنسی منو تنها گذاشتی
جونگکوک سریع هیونا رو بغل کرد بوسه ای روی سرش گذاشت
جونگکوک: ببخشید پرنسس من دیگه تنهات نمی‌زارم
جونگکوک هیونا رو بغل کرد و روی تخت گذاشت
هیونا: برای اینکه فرار نکنی باید بغلت کنم
جونگکوک: نه من تو رو بغل میکنم
جونگکوک دراز کشید و هیونا رو توی بغلش گرفت بوسه ای روی سرش گذاشت
جونگکوک: شبت بخیر پرنسس
هیونا دوباره سریع خوابش برد و جونگکوک مو های هیونا رو همین طور نوازش میکرد تا اینکه خودش هم خوابش برد
⁦(⁠ʘ⁠ᴗ⁠ʘ⁠✿⁠)⁩
خوشگلا شبتون بخیر دیر شد برای پارت گذاشتم من پارت ها رو تا فردا می‌زارم شما فردا بخونین برید زود بخوابید خواب های خوب ببینین😘✨
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
دیدگاه ها (۶)

او به ارامی دستش را دور شونه ی دکو انداخت و اون را به سمت خو...

آوای شب پارت ۳۱ویو نویسنده (انیا روش پشت دامیان بود)انیا تا ...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁷باهم وارد مرکز خرید شدن اول ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 5۸_با اینکه اولین نی...

پارت ۸ "اخر"ساعت ۷ و ۲۴ دقیقه عصر_نویسنده "کارن":تهیونگ با ا...

«رایحه پنهان»روی تخت نشست و به غذای داخل سینی نگاه کرد.بوی غ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط