ز کدام ره رسیدی ز کدام در گذشتی

ز کدام ره رسیدی ز. کدام در گذشتی
که ندیده دیده رویت به درون دل فتادی

به سر بلندت‌ای سرو که در شب زمین‌کن
نفس سپیده داند که چه راست ایستادی

به کرانه‌های معنی نرسد سخن چه گویم
که نهفته با دل سایه چه در میان نهادی
دیدگاه ها (۲)

دارم سخنی با تو و گفتن نتوانموین درد نهان سوز نهفتن نتوانمتو...

ای دل به خدا قسم، ضرر دارد عشقصد درد و هزار دردسر دارد عشقهش...

تو که از صورت حال دل ما بی‌خبریغم دل با تو نگویم که ندانی در...

خوزستان این حقش نیس

چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادیبه غمت که هرگز این غم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط