به باز آمدنت چنان دلخوشم

به باز آمدنت چنان دلخوشم
که طفلی به صبحِ عید
پرستویی به ظهرِ بهار
و من به دیدن تو
چنان در آینه ات
مشغولم ،
که جهان
از کنارم می گذرد
بی آنکه سر برگردانم ...!
دیدگاه ها (۱۵)

دنیا دارد از شعرهای عاشقانهتهی می شود...و مردم نمی دانند چگو...

.تو رو باید می شناختم،،،ڪہ هزارتاا چـهره داشتی،،روے احــساسِ...

سناریو: وقتی ات غذا رو می‌سوزونه 🍳نامجون:با بوی سوختگی سریع ...

پرسه در جنگل... صبح...نور خورشید آرام داخل اتاق ات افتاد.ات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط