چندیست چشمانت مرا مهمانِ غم کرده

چندیست چشمانت مرا مهمانِ غم کرده

راحت بگویم: چشم هایت عاشقم کرده

می خواستم کتمان کنم احساسِ خوبم را

دیدم مرا-دنیا-به عشقت متهم کرده

اجداد تو معشوقه های شاعران بودند

هر هفت پشت عشق را نام تو خم کرده

یک "شهر" دیوانه،به دنبالِ تو افتاده

گویا دوباره باد، مویت را علم کرده

تو دختران شهر را دق می دهی آخر

روی تو روی هرچه زیباروست کم کرده

توصیف چشمان سیاهت کار دشواری ست

راحت بگویم چشم هایت عاشقم کرده
دیدگاه ها (۱)

#آخر_عشق_قشنگ_است دو قدم پیش می آیم ، دو قدم بیش بیاشاید این...

ماجرای من و تو، باور باورها نیستماجرایی است که در حافظه ی دن...

نمیدانم که بعدازمن،توهم تنها شدی یانهپریشان واسیرِ شب نخفتن ...

بی تو جای خالی ات انکار می خواهد فقطزندگی لبخند معنا دار می ...

برای وصف چشم انداز چشم شوخ و شنگ توخیالم کوچ کرده سوی چشمان ...

🌱🍒به تماشای چشمانت آمده بودم جایی که سهم  نگاهم در به جا مان...

لطفا بخونید و خودتون داوری کنید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط