عشق آمد و زِ دست ببرد اختیارها...

عشق آمد و زِ دست ببرد اختیارها...
دیدگاه ها (۱)

کجایی؟ای زِ جان خوش‌تر...

گوشهٔ چشمِ تو از مُلکِ جهان مارا بس...

تقدیر چنین می‌خواستآرامشِ من باشی…

من با رُخِ چون خزان خرابم بی‌تو...

پیگیر پریشانیِ ما دیر به دیر است دلتنگ به یک خنده‌ی او زود ب...

خوبی با شوخیکه ز حدگذردنادان خیالبد ببردیاکه کند🐒

تا که پرسیدم ز قلبم عشق چیستدر جوابم اینچنین گفت و گریست: لی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط