به تمام لحظه هایی که ازاندیشه های ناتمام پروخالی میشوندوم

به تمام لحظه هایی که ازاندیشه های ناتمام پروخالی میشوندومن پشت حصار تنهایی فقط بغض هایی روی هم تلنبار شده ام رامی شمارم عادت کرده ام
به روز هایی که بی خبر میگذرد ومن فقط تقویم سالهای بی خاطره راورق میزنم
که مباداسال شمار زندگی را فراموش کنم عادت کرده ام
به کوچ لحظه های طلایی زندگی که لحظه ای هم مرا به حساب نیاورد
عادت کرده ام
به احساس خاموشی رویاهای تو
که از قصه غصه ام می گیرد
عادت کرده ام


https://telegram.me/joinchat/DcAE10F3u3Wf8xG94KhryA
دیدگاه ها (۱)

شبیه لحظه های جامانده در دلدادگیآخرین روزهای شهریور ، پشت پن...

نام‌ داستان: رایینبه قلم: Hengameh.bمقدمه:هر شخصی در زندگی خ...

آشنای غریب سلام .حقیقتش هنوزنمی دانم ناچاری یادچار . اگرناچا...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿به کویت با دل شاد آمدمبا چشمِ تر رفتم...

انسان تمام خوبیها رابایک بدی فراموش می کند؛وخدا تمام بدیها ر...

شمعی که روشنی نداشت خاموش کنیاری که محبت نداشت فراموش کن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط