پارت31

پارت31
(سوهیون بلند شد و خواست بره که یهویی سرش گیج رفت و غش کرد)
‣ اون دانش اموز کیه؟
‣ حالش خوبه؟
(همه دور سوهیون جمع شده بودند)
-بچه ها دورش جمع نشید حالش بدتر میشه.
(و بعد سوهیونو بغل میکنه و با جونگوون به طرف اتاق پرستار میرن)
(توی اتاق پرستار)
..............
(مدتی بعد)
(سوهیون چشماشو باز میکنه و پرستارو میبینه که بالا سرش ایستاده)
(علامت پرستار.)
.سوهیون حالت بهتره؟
+اوهوم
.دختره ی احمق،چند باربهت گفتم داروهاتو به موقع بخور؟
+یادم رفت،حالا زیادم مهم نیستا!
.منظورت چیه؟بیخیالش این چندمین باره که این اتفاق برات میفته؟
+اوم...درست نمیدونم گمون کنم سومین با....
.چییی؟پس چرا نرفتی دکتر؟
+چون مهم نیست
.میدونی این بیماری ای که داری چقدر بزای تو خطرناکه؟
(سوهیون قیافش پوکر میشه)
+این تقاص چیزیه که اتفاق افتاده
.من دیگه حرفی ندارم . (و پرده رو پس میکنه و میره)
(جیک که پشت پرده منتظر بود سوهیون بهوش بیاد به پرستار گفت)
-میتونم برم داخل؟
____________
هعیی ببخشید این پارت کمه
#هشت_خوش_شانس#فیک#انها_یپن#کیپاپ
دیدگاه ها (۳)

گربه ای در نیمکت کناری...

فوکوزاوا:نه دازای من قبول نکردم که تو به این ماموریت بری... ...

رمان سوم پارت بیستم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚.@ویو دازای ی...

پارت ۳

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 25چند روز گذشتمینجه هنوز در بازداشت ب...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت ۹ نهم

سه پارتی وقتی بدون اینکه خبر داشته باشه رفتی شرکتش و ....( ع...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:2اگر کمی دیگر طول می‌کشید ممکن بود قلب ...

چند پارتی درخواستی

سرگذشت دراکو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط