+سلام اسم من ات هستش و تقریبا سه ساله با جی ازدواج کردم و

+سلام اسم من ات هستش و تقریبا سه ساله با جی ازدواج کردم و یه دوست به اسم لیسو دارم
-عشقم کجایی
+اینجا تو اتاقم
-باشه
+می خوای جایی بری
-اره سر کار
+باشه
-(بوسش کرد)
+شیطون برو
-بای بای
ویو ات
+نشسته بودم تو فکر بودم که با زنگ گوشی به خودم اومدم
+الو
&سلام دختره خر
+سلام گاو چطوری
&خوبم میای بریم بار
+اونی جر میخوره منم نه تو
&چرا اتفاقن منم به دست جونگکوک(جی و جونگکوک دوستن)
+خب خوبه ساعت چند
&درد ساعت هفت
+اوکی
ویو ات
+رفتم و ساعتو دیدم شیش بود رفتم حموم و حموم کردم و اومدم بیرون یه لباس نیمه باز پوشیدم و رفتم پایین که لیسو رو دیدم
+سلام
&خانم شماره بدم پاره کنی
+برو خانم مزاحم نشو مگه خار و مادر نداری
&🤣
+🤣
∆اونا رفتن و توی بار نشستن و کلی نوشیدنی خوردن و مست کردن
ویو ات
+کاملا مست بودم نشسته بودم که...
دیدگاه ها (۵)

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

فیک تهیونگ

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

لیسا : لیا بیام ببینم یه لباس مزخرف و اسپرت پوشیدی او تالار ...

رمان

وقتی استادت بودP:1ویو ا.ت:صبح بیدار شدم دیدم بوی قهوه میاد س...

#موکل_خطرناک_من #رمان_درخواستی. پارت⁴ویو اتقا...

#قلبی_در_دو_بدنP4رفتم تو حیاط شروع کردم به خوندم کتاب که یهو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط