تو زندگیم همیشه در مقابل حرفای سنگینش سکوت کردمو بی صدا ا

تو زندگیم همیشه در مقابل حرفای سنگینش سکوت کردمو بی صدا اشک ریختم..
فقد ب چشاش خیره میشدم...
آخه اون همه زندگیمه نمیتونم بهش چیزی بگم...
نمیتونم ازش ناراحت بشم....
فقد اینو میدونم ک در برابرش زبونم لال میشه...
دیدگاه ها (۳)

خیلی خوبه...

تا حالا شده؟؟من الان دقیقا تو این موقعیتم...

✘⇐مـــرســــــــے دنــیــا کــہ⇒✘ ✘☜بہــم یاد دادی← تـو ✘بد...

so, love each other my friends.... ;-)

part35تو راه فقط مروارید ریختم دلم برای ته تنگ شده بود +وی....

(پارت بیست و پنجم)به سمتشون قدم برداشتیم داشتن با مهمونا حرف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط