‏آنان که به سر مستی ما طعنه زنانند

‏آنان که به سر مستی ما طعنه زنانند
بگذار بمانند به خماری که ز ما هیچ ندانند
دیدگاه ها (۳)

‌گفت: چرا نهان کنی! عشق مرا چو عاشقیمن ز برای این سخن؛ شهره ...

خلق را تقلیدشان بر باد داد ای دوصد لعنت براین تقلید باد ...

فرق است میان آن که یارش در بربا آن که دو چشم انتظارش بر درسع...

هر طپش قلبمنواختن طبلی است که خواستنت را فریاد میزندگر صدایش...

خنده را معنی ز سر مستی نکن.. انکه میخندد غمش بی انتهاست...! ...

به پاس هر وجب خاکی از این ملکچه بسیار است، آن سرها که رفته ز...

آه ز از این پس با ساز هرکس می کنمرقص جنونکه از مستی رفته رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط