من خورده بودم زمین

من خورده بودم زمین،
خورده بودم زمین زانوهام زخم شده و پاهام تکون نمیخورد...
نمیتونستم بلند شم...
اومد بالای سرم وایستاد با همون چشمای اشکی و سر زانو های زخم و پاهایی که قدرت نداشت تکون بخوره سرمو گرفتم بالا و با چشمایِ اشکی زل زدم بهش،
میدید که نا ندارم بلند شم،میدید که زخمیم،میدید چشمایِ پر از خواهشمو...
ولی به جای اینکه شروع کنه زمینو سرزنش کردن که چرا باعث شده بیفتم،
به جایِ اینکه خودشم زانو هاشو بذاره رو زمینو بعد دستشو دراز کنه و بلندم کنه،
شروع کرد به سرزنش کردنم؛
که چرا جلوتو نگاه نکردی،
ببین چیکار کردی با خودت و هزار تا حرف دیگه...
دستمو گرفتو بلندم کرد
زخم زانوهام خوب شد،
اشکامم تموم شد
استخونای خورد شدم دوباره ترمیم شد،
ولی؛
زخمی که با حرفاش زد به قلبم،
هنوز خوب نشده!:)
ⓃⒼⓇ..💜
دیدگاه ها (۱)

همش خوشگذرونی ولی بی ایمان

ارشادی بودم وقتی ارشادی بودن مد نبود...!!!

+رفتن برای من خیلی راحته چون من دوستش ندارم ولی اون عاشقمه و...

نمیدونم ... !!دیدی بعضی وقتا حرف دلتو نمیتونی بگی ، فقط میتو...

#شیرینَکَم_تو_مال_منیپارت ۳۱ از زبان ات جونگکوک یهو اومد سمت...

پارت۹۰«ات»رو زانو وایساد که نزدیکتر بشه.دستامو ول کرد و بغلم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط