𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
p32
جونگکوک به دیواره های استخر تکیه داده بود و عملکرد دانش آموزاش رو زیر نظر داشت.
نوبت سون ته بود. دو دقیقه ای طول کشید تا سون ته رو پیدا کنه.
اما رو به روی سون ته امگاش رو پیدا کرد که با لرز به دیواره استخر چسبیده و مارکش دوباره ورم کرده.
چرا تهیونگ بهش نگفت بلد نیست شنا کنه؟
- هی سون ته، از دیوار فاصله بگیر؛ نمیتونم شنا کردنت رو خوب ببینم.
صداش رو پایین نگه داشت، اما لحنش تیز بود.
سون ته به هیون جو چشمکی زد و از دیواره های استخر فاصله گرفت.
هیون جو سمت تهیونگ شنا کرد. موهای مشکی و پر پشت هیون جو الان توی کلاه مخفی شده بود و سرش رو از حالت معمولی بزرگ تر نشون میداد. لبخند کجی زد:« هی امگا، کمکم کن شنا کنم.»
این رو گفت و با انداختن دست راستش روی شونه های امگا وزنش رو روی تهیونگ انداخت و باعث شد تهیونگ تقریبا غرق بشه.
امگا پر رو بود و میتونست از پس خودش بر بیاد، اما اینجا استخر بود. امگا از آب میترسید و شنا هم بلد نبود.
- هیییی سون هیون جووو
جونگکوک که حالا بیرون از اب، با لباس هایی بیرونیش ایستاده بود با صدای بمش فریاد کشید. صدای جونگکوک مثل تازیانه ای در فضای استخر می پیچید.
- داری چه غلطی میکنیی؟
با لحن عصبی و نگرانش، درحالی که صداش مقداری خش داشت و میلرزید گفت و توی آب شیرجه زد.
برای درآوردنِ لباسهای اضافه یا رعایتِ پروتکلهای مربیگری درنگ نکرد.
با یه شیرجه ی سریع و قدرتمند آب رو شکافت.
موج آب حاصل از شیرجه ی جونگکوک، ناخودآگاه هیون جو رو عقب کشید.
تهیونگ با ترس برای رسیدن به سطح آب تقلا میکرد. دست و پا میزد و تقریبا داشت خفه میشد.
چند لحظه بعد، دو دست کشیده و بزرگ جونگکوک دور کمر باریک و بازو های امگا حلقه شد.
با یک حرکت حرفه ای و سریع، تهیونگ رو از آب بیرون کشید.
تهیونگ حالا نفس نفس میزد.مژه های خیسش به دور چشم هاش چسبیده بود و ازشون آب میچکید. بدنش به سی.نه های ورزیده ی جونگکوک چسبیده بود. چشم های خیس تهیونگ به چشم های سرخ جونگکوک گره خورد.
جونگکوک بدون اینکه نگاهش رو از صورت رنگ پریده ی امگا بگیره خطاب به هیون جو که حالا ترسیده بود و عقب عقب میرفت لب زد:« فکر میکنی اینجا زمین بازیه توعه؟»
صدای بم و مصمم جونگکوک لرزی به بدن هیون جو و سون ته انداخت.
شرایط:
۷۰ لایک ۲۰۰ کامنت ۲۰ بازنشر
لطفاً تو کامنتا فقط ننویسید بعدی یا الکی ایموجی نذارید من فقط میخوام نظرتون رو راجب فیک بدونم چیزایی که خوبن چیزایی که میتونن بهتر بشن چیزایی که نقششون برجسته تر و پر رنگ تر باشه بهتره و چیزایی که فکر میکنید حذف شدنشون بهتره و چیز هایی که براتون تکرارین و ایناا
p32
جونگکوک به دیواره های استخر تکیه داده بود و عملکرد دانش آموزاش رو زیر نظر داشت.
نوبت سون ته بود. دو دقیقه ای طول کشید تا سون ته رو پیدا کنه.
اما رو به روی سون ته امگاش رو پیدا کرد که با لرز به دیواره استخر چسبیده و مارکش دوباره ورم کرده.
چرا تهیونگ بهش نگفت بلد نیست شنا کنه؟
- هی سون ته، از دیوار فاصله بگیر؛ نمیتونم شنا کردنت رو خوب ببینم.
صداش رو پایین نگه داشت، اما لحنش تیز بود.
سون ته به هیون جو چشمکی زد و از دیواره های استخر فاصله گرفت.
هیون جو سمت تهیونگ شنا کرد. موهای مشکی و پر پشت هیون جو الان توی کلاه مخفی شده بود و سرش رو از حالت معمولی بزرگ تر نشون میداد. لبخند کجی زد:« هی امگا، کمکم کن شنا کنم.»
این رو گفت و با انداختن دست راستش روی شونه های امگا وزنش رو روی تهیونگ انداخت و باعث شد تهیونگ تقریبا غرق بشه.
امگا پر رو بود و میتونست از پس خودش بر بیاد، اما اینجا استخر بود. امگا از آب میترسید و شنا هم بلد نبود.
- هیییی سون هیون جووو
جونگکوک که حالا بیرون از اب، با لباس هایی بیرونیش ایستاده بود با صدای بمش فریاد کشید. صدای جونگکوک مثل تازیانه ای در فضای استخر می پیچید.
- داری چه غلطی میکنیی؟
با لحن عصبی و نگرانش، درحالی که صداش مقداری خش داشت و میلرزید گفت و توی آب شیرجه زد.
برای درآوردنِ لباسهای اضافه یا رعایتِ پروتکلهای مربیگری درنگ نکرد.
با یه شیرجه ی سریع و قدرتمند آب رو شکافت.
موج آب حاصل از شیرجه ی جونگکوک، ناخودآگاه هیون جو رو عقب کشید.
تهیونگ با ترس برای رسیدن به سطح آب تقلا میکرد. دست و پا میزد و تقریبا داشت خفه میشد.
چند لحظه بعد، دو دست کشیده و بزرگ جونگکوک دور کمر باریک و بازو های امگا حلقه شد.
با یک حرکت حرفه ای و سریع، تهیونگ رو از آب بیرون کشید.
تهیونگ حالا نفس نفس میزد.مژه های خیسش به دور چشم هاش چسبیده بود و ازشون آب میچکید. بدنش به سی.نه های ورزیده ی جونگکوک چسبیده بود. چشم های خیس تهیونگ به چشم های سرخ جونگکوک گره خورد.
جونگکوک بدون اینکه نگاهش رو از صورت رنگ پریده ی امگا بگیره خطاب به هیون جو که حالا ترسیده بود و عقب عقب میرفت لب زد:« فکر میکنی اینجا زمین بازیه توعه؟»
صدای بم و مصمم جونگکوک لرزی به بدن هیون جو و سون ته انداخت.
شرایط:
۷۰ لایک ۲۰۰ کامنت ۲۰ بازنشر
لطفاً تو کامنتا فقط ننویسید بعدی یا الکی ایموجی نذارید من فقط میخوام نظرتون رو راجب فیک بدونم چیزایی که خوبن چیزایی که میتونن بهتر بشن چیزایی که نقششون برجسته تر و پر رنگ تر باشه بهتره و چیزایی که فکر میکنید حذف شدنشون بهتره و چیز هایی که براتون تکرارین و ایناا
- ۸.۳k
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط