آفتابی شدی ای عشق صفای قدمت

آفتابی شدی ای عشق صفای قدمت
ولی از حادثه ای تلخ خبر می دهمت
خاطرت هست که بر خامی من خندیدی ؟
خامم اما نه چنان باز که باور کنمت
دیدگاه ها (۲)

آهوانه در پی صیاد خود دامم هنوزباز در آغوش مهرت همچنان رامم ...

خوش است حالم کنارت عشقنشسته مهرت به جانمتو که آمدی زندگی آمد...

هوای وصل تو روشن کند کلامم رانسیم موی تو جادو کند مشامم راچن...

باز دلم هوای شلمچه کرده است.باز، حتی از فرسنگ‌ها فاصله، بوی ...

عاشقانه های شبنم

بسم الله الرحمن الرحیم يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ ج...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

من از ڪجا بايد مى‌دانستم چقدر بايد بڪَذرد تا باور ڪنمڪَاهى ي...

فراتر از خویش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط