blood voice

blood voice
(صدای خونین )
Part9
کلی وسیله خریده بود و هرکدام را بین انگشتانش نگه داشته بود وقتی به درخانه رسید اهی کشید .
چون باید وسایل هایی که خریداری کرده بود رازمین میگذاشت ,کلید رابیرون می اورد وسپس دوباره وسایل ها را جمع اوری میکرد درهمین حین احساس کرد کسی اورا زیر نظر دارد نگاهی به اطراف انداخت چیزی ندید چون خسته بود بیخیال شد .تا خواست کلید را درقفل بیندازد فردی دهانش راگرفت و اورا وارد مکانی دیگر کرد .
دختر درذهن خود چنین گفت
پرتال ,حتما نیکولای گوگوله ) بعد از اینکه پرتال بسته شد نیکولای دخترک را برگردانید و اورا ورانداز کرد . هیچ فکر نمیکرد سیگما به چنین دختر زیبا رو و خوش اندام شود . سیگما که انگار فکر نیکولای را خوانده باشد سیلی نثارش کرد
نیکولای همچنان که با دست جای سیلی را پوشانده بود نگاه تعجب باری به سیگما کرد .
×چته؟ سی چان ؟
دخترک اول نمیخواست جوابش را بدهد اما داد :
+خیلی منحرفی .
و رویش را برگردانید . نیکولای خنده های سادسمی وار کرد وسپس صورت سیگما را به طرف خودش برگردانید .
صورتش را جلو برد فقد چند اینچ بین انها فاصله بود .نیکولای هنوز لبخند بر لب داشت که .........


انتقادکنید
ایده مال خودمه
دیدگاه ها (۸)

کپی بدون اجازه ممنوع sigma bsd

کپی بدون اجازه ممنوع nikolai bsd

باتشکرررررر

خوب خوب میخوام فئودور رو جر رررررررر بدممممم کثافت عوضی خدا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط