_شما مفتشی؟!
_شما مفتشی؟!
با اینکه معلوم بود بهش برخورده اما هنوز نگاهش خالی از هر حسی بود
_من دکترتم باید بدونم تا اگه جایت درد میکنه بتونم بهت کمک کنم
_ببین منو پیری زودتر مارو مرخص کن بریم پی بدبختیمون
(سياوش)
این چه طرز حرف زدن بود اونم یه دختر چهارده ساله اما معلوم بود تو کوچه بازار بزرگ شده
یه نگاهی کلی به صورتش کردم موهایی مشکی و حالت دار دماغی کوچیک لب و دهن کوچک و گوشتی چشمایی قهوه ایی در کل دختر خوشکلی بود ولی زخم هایی که رو صورتش بود و ظاهری که معلوم بود دو سه هفته حموم نرفته تو ذوق میزد ولی هنوزم خوشکل بود مخصوصا اینکه ظاهرش کاملا شبیه اون بود
_خب ببینم شماره ای چیزی از خانوادت نداری؟ چون ما شماره ایی ازشون نداریم تا درمورد وضعیتت بهشون اطلاع بدیم
_ننه بابا نداریم
حدس میزدم
_عمو،، عمه،، خاله ایی چیزی؟
_ببین منو پیری ما یتیمیم کسو کار نداریم حالا هم مرخصمون کن بریم رد کارمون
اوهوکی چقدر لاتی حرف میزنه از یه دختر چهارده ساله بعیده اما اون گفت هیچکسو نداره
_خب شماره ایی از دفتر پرورشگاه ای جایی نداری
_دِهَه چقد سوال میکنی نه ندارم فرار کردم اصلا بتوچه پیری
ابروهام از تعجب پرید بالا حالا اونقدرا هم پیر نبودم
_چجوری افتادی پایین؟
_هوی پیری بتوچه اصلا مگه بازرسی که جوابت و بدم
کاملا معلومه که میخواسته خودشو بکشه یه دختر کوچولو ی ظریف زیر بار این همه مشکلات کم آورده آخه وقتی پدر و مادر نداشته باشی یه درد عمیق رو قلبت سنگینی میکنه
_تو که نمیخای به حراست خبر بدم کسی که از ساختمون این بیمارستان افتاده و معلوم نیست چجوری کیلید پشت بوم رو گیر اومده اینجاست فک نکنم اتفاق خوبی براش بیوفته پس دختر خوبی باش و بگو چجوری رفتی بالا و افتادی؟
ترس تو چشماش موج میزد البته که به کسی چیزی نمیگم اما باید مثل خودش رفتار کنم وگرنه چیزی بهم نمیگه چرا آخه تو باید قربانی باشی
_باشه باشه میگم اما به حراست چیزی نگی ها!
هرچقدرم بخواد خودشو لات نشون بده بازم یه دختر بچه اس
_اگه دختر خوبی باشی و بهم راستشو بگی به کسی حرفی نمیزنم
عمیق رفته بود تو فکر یکدفعه گفت
_خیله خب میگم اولش ما که وارد درمونگاه شدیم افتادیم پشت سر یه نظافتچی همین درمونگاه کیلید تو جبش بود منم کیلیدو کش رفتم
_مگه نمیگی کیلید تو جیبش بوده پس چجوری برداشتیش؟
_وقتی یه عمر تو خیابون بزرگ شده باشی همین میشه
یعنی جیب بر بود؟
_خب ادامه اش
_هیچی دیگه ماهم کیلیدو کش رفتیم و رفتیم رو پشت بوم
_چجوری افتادی و چرا رفتی رو پشت بوم؟
چطور بود؟
بچه ها اگه نظرتون رو برا کامنت کنید
اون قلب سفیدم قرمز کنید تا انرژی بگیرم واسه پارت بعد
با اینکه معلوم بود بهش برخورده اما هنوز نگاهش خالی از هر حسی بود
_من دکترتم باید بدونم تا اگه جایت درد میکنه بتونم بهت کمک کنم
_ببین منو پیری زودتر مارو مرخص کن بریم پی بدبختیمون
(سياوش)
این چه طرز حرف زدن بود اونم یه دختر چهارده ساله اما معلوم بود تو کوچه بازار بزرگ شده
یه نگاهی کلی به صورتش کردم موهایی مشکی و حالت دار دماغی کوچیک لب و دهن کوچک و گوشتی چشمایی قهوه ایی در کل دختر خوشکلی بود ولی زخم هایی که رو صورتش بود و ظاهری که معلوم بود دو سه هفته حموم نرفته تو ذوق میزد ولی هنوزم خوشکل بود مخصوصا اینکه ظاهرش کاملا شبیه اون بود
_خب ببینم شماره ای چیزی از خانوادت نداری؟ چون ما شماره ایی ازشون نداریم تا درمورد وضعیتت بهشون اطلاع بدیم
_ننه بابا نداریم
حدس میزدم
_عمو،، عمه،، خاله ایی چیزی؟
_ببین منو پیری ما یتیمیم کسو کار نداریم حالا هم مرخصمون کن بریم رد کارمون
اوهوکی چقدر لاتی حرف میزنه از یه دختر چهارده ساله بعیده اما اون گفت هیچکسو نداره
_خب شماره ایی از دفتر پرورشگاه ای جایی نداری
_دِهَه چقد سوال میکنی نه ندارم فرار کردم اصلا بتوچه پیری
ابروهام از تعجب پرید بالا حالا اونقدرا هم پیر نبودم
_چجوری افتادی پایین؟
_هوی پیری بتوچه اصلا مگه بازرسی که جوابت و بدم
کاملا معلومه که میخواسته خودشو بکشه یه دختر کوچولو ی ظریف زیر بار این همه مشکلات کم آورده آخه وقتی پدر و مادر نداشته باشی یه درد عمیق رو قلبت سنگینی میکنه
_تو که نمیخای به حراست خبر بدم کسی که از ساختمون این بیمارستان افتاده و معلوم نیست چجوری کیلید پشت بوم رو گیر اومده اینجاست فک نکنم اتفاق خوبی براش بیوفته پس دختر خوبی باش و بگو چجوری رفتی بالا و افتادی؟
ترس تو چشماش موج میزد البته که به کسی چیزی نمیگم اما باید مثل خودش رفتار کنم وگرنه چیزی بهم نمیگه چرا آخه تو باید قربانی باشی
_باشه باشه میگم اما به حراست چیزی نگی ها!
هرچقدرم بخواد خودشو لات نشون بده بازم یه دختر بچه اس
_اگه دختر خوبی باشی و بهم راستشو بگی به کسی حرفی نمیزنم
عمیق رفته بود تو فکر یکدفعه گفت
_خیله خب میگم اولش ما که وارد درمونگاه شدیم افتادیم پشت سر یه نظافتچی همین درمونگاه کیلید تو جبش بود منم کیلیدو کش رفتم
_مگه نمیگی کیلید تو جیبش بوده پس چجوری برداشتیش؟
_وقتی یه عمر تو خیابون بزرگ شده باشی همین میشه
یعنی جیب بر بود؟
_خب ادامه اش
_هیچی دیگه ماهم کیلیدو کش رفتیم و رفتیم رو پشت بوم
_چجوری افتادی و چرا رفتی رو پشت بوم؟
چطور بود؟
بچه ها اگه نظرتون رو برا کامنت کنید
اون قلب سفیدم قرمز کنید تا انرژی بگیرم واسه پارت بعد
- ۴.۱k
- ۳۰ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط