نه تو ميماني و نه اندوه و نه هيچيک از مردم اين آبادي...

نه تو ميماني و نه اندوه و نه هيچيک از مردم اين آبادي...
به حباب نگران لب يک رود قسم، و به کوتاهي آن لحظه شادي که گذشت،
غصه هم ميگذرد،
آنچناني که فقط خاطره اي خواهدماند..
لحظه ها عريانند.
به تن لحظه خود،جامه اندوه مپوشان هرگز...!!!
دیدگاه ها (۱۶)

نَه ما میمانیم نَه اَندوه..وَ نَه هیچ یِک اَز مَردُمِ این آب...

.لحظه ها عُریانند ....به تنِ لحظه خود جامه اندوه مَپوشان ...

به قول سهراب سپهری جان:« به كوتاهی آن لحظه شادیكه گذشت، غصه ...

مرد بی رحم

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۴دامیان: آنیا، نگرا...

پروانه جان

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط