‌

‌
خنده ات
دستی‌ست
که مرگِ مرا
هر روز
دورتر می‌اندازد...
دیدگاه ها (۱)

‌گویند که یار دگری جوی و ندانندبایست که قلب دگری داشته باشم

‌بند رختی وسط طوفانم...

‌شاهنامه نمی خوانی!دیوان حافظ راهرگز ندیده ام در دستانت!گلست...

‌برو گشت هایت را بزن !راه هایت را برودست هایت را بگیربرگردیچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط