تنگ است دلم،باز خیالم نگران است

تنگ است دلم،باز خیالم نگران است

اشکم ز پس این دل پر غصه روان است

این راه میان من و تو در شب هجران

انگیزه ای از بهر غزلهای جوان است

زان شب که خداحافظیت شد غم این دل

هر خنده میان لب من در نوسان است

سوگند به نام تو که یاد آور عشق است

کین قلب ز بی تابی چشمم چو خزان است

ای یار خوشایند به یک شب نظری کن

بر این دل سرگشته که سوی تو دوان است

باز آی !

به چشمان هدی اشک روان است

از بس که دلش تنگ و خیالش نگران است

#F
دیدگاه ها (۱۵)

خانمها حتما بخونن،،،گاهی هم اینجوری فکر کنید بد نیست او "مرد...

این دوازده جمله را حتماً بخوانید از من یادگاری تقدیم شما .۱_...

وقتی باران به پنجره می کوبدجای خالیت ملموس تر می شودوقتی مه ...

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشدیا آن که گدایی محبت شده با...

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیمدر کویر دل سودازده تنها مان...

هر بلایی کز تو آید رحمتی است...

آورده‌اند که: روزی خواجه‌ای در میان گروهی از عوام اندر فواید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط