چشمت افسونگر دلهاست به افسانه قسم

چشمت افسونگر دلهاست به افسانه قسم
باده در چنگ تو رسواست به پیمانه قسم

شمع در مکتب عشاق که شد چله نشین
سوختن را زمن آموخت به پروانه قسم

چون پریشانی زلفت که کند رقص حریر
پیچ وتابی به دل انگیخته برشانه قسم

تو همه سنگ شدی آینه دل گرچه شکست
بازافزود تو را جلوه به آینه قسم

بی تومتروکه وبی رهگذرست کلبه من
با تو آباد شود کلبه به ویرانه قسم

گفت مجنون به جبین مهر جنونم نزنید
عقل درمانده عشق است به دیوانه قسم
دیدگاه ها (۲)

چه شب بدی است امشب ، که ستاره سو نداردگل کاغذی است شب بو ، ک...

اگر جای مروت نیست با دنیا مدارا کنبه جای دلخوری از تنگ بیرون...

امروز بی نگاه تو فردا نمی شوددلتنگم و بدون تو دل وا نمی شودت...

نمی دانم کدام را راضی کنم "دل" ی که میخواهد عاشق باشد .....

چشمت افسونگر دلهاست به افسانه قسمباده در چنگ تو رسواست به پی...

چشمت افسونگر دلهاست به افسانه قسمباده در چنگ تو رسواست به پی...

چشمت افسونگر دلهاست به افسانه قسمباده در چنگ تو رسواست به پی...

چشمت افسونگر دلهاست به افسانه قسمباده در چنگ تو رسواست به پی...

چشمت افسونگر دلهاست به افسانه قسمباده در چنگ تو رسواست به پی...

چشمت افسونگر دلهاست به افسانه قسم باده در چنگ تو رسواست به ...

چشمت افسونگر دلهاست به افسانه قسمباده در چنگ تو رسواست به پی...

‌چشمت افسونگر دلهاست به افسانه قسمباده در چنگ تو رسواست به پ...

‌چشمت افسونگر دلهاست به افسانه قسمباده در چنگ تو رسواست به پ...

چشمت افسونگر دلهاست به افسانه قسمباده در چنگ تو رسواست به پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط