وقتی.....

وقتی.....
وقتی که دیگر نبود

من به بودنش نیازمند شدم.

وقتی که دیگر رفت

من به انتظار آمدنش نشستم.

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم.

وقتی او تمام کرد

من شروع کردم.

وقتی او تمام شد

من آغاز شدم.

و چه سخت است.

تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن است،

مثل تنها مردن !
دیدگاه ها (۱)

تکرار مسواک زدن در همه شبها ، دندانها را سفید میکندو تکرار خ...

چه رسم جالبی است !محبتت را میگذارند پای احتیاجت …صداقتت را م...

دنیا را بد ساخته اند… کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دار...

وقتی که دیگر نبودمن به بودنش نیازمند شدموقتی که دیگر رفتمن ب...

وقتی خودم را به‌قدر کافی دوست داشتم، شروع کردم به ترک کردن چ...

غصه من:(.......)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط