چله نشین فنـــا در شب ویرانی ام

چله نشین فنـــا در شب ویرانی ام

داغ کدامین گنـــه مانده به پیشانی ام

همسفر بــادها
رفته ام از یــادها....

فاصلـه ای بیش نیست
تا شب ویرانی ام....
دیدگاه ها (۱)

حقیقت محض.....

بدون شرح

دقیقا

#بفرست_براشجز تو کسی در دل ما نیست #الهی نظری کن...بین سوخته...

پارت ۴۶ — چیزی که از او باقی مانده بودچند هفته گذشت.یورا سعی...

p37

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. p6بعد از نفری صد ت...

معاملهp1باران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌ها روی شیشه‌های ب...

داستان عاشقانه جدید

داستان عاشقانه جدید

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۱۹: میانِ پناه و طوفانفقط یک روز ...

یک شب معمولیباران آرامی پشت پنجره می‌بارید.جونگ‌کوک روی مبل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط