{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }
{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }
𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁷⁷
.
.
< The next day >
مثل هر روز زنگ خورد و من برگههارو جمع کردم ، بعد از اینکه معلم رفت نشستم روی میز . یعنی کی داره اونا رو میفرسته؟
دستی محکم روی میزم فرود اومد که باعث شد با ترس عقب بپرم و هین آرومی بگم
جیمین : سلام
این دیگه کدوم خریه
جیمین : سلاااام
بلند تر گفت ، این چه وضعشه گوشام درد گرفت . چهرهش آشناست ، غلط نکنم دوست سئو عه
ملودی : چیزی شده؟
دستی روی شونهش فرود اومد و از روی میزم بلندش کرد ، دست نجاتی که این پسرو از تو حلق من درآورد . به چهره پسر پشت سریش نگاه کردم ، ته چهرهش خیلی آشناست اما نمیدونم کیه ، به نظر هم سن آقای جئون بود
نامجون : بهت یاد ندادن با ولوم پایین صحبت کنی؟
انگار با شنیدن صدای فرد پشت سرش بهش برق سه فاز وصل کردن ، سه متر پرید بالا و صاف عقب وایساد ، پاهاش جفت شده و سیخ ، شبیه سربازا
جیمین : ببخشید آقا ، دیگه تکرار نمیشه
منو گذاشتن وسط سیرک؟ دلقکش کو؟
داهی : آقای کیمممم
پیداش شد... با اون صدای بلندش با هر دو دستش بازوی اون مرد که ظاهرا فامیلیش کیم بود رو گرفت
داهی : خوشحال شدم از دیدنتونننن
کش دار و بلند صحبت میکرد ، فرقی با جیغ نداشت . این دختره دست از سر هیچ پسری برنمیداره ، اگر قابلیتش رو داشت یه شبه جمعیت کره زمین دو برابر میشد! آه خدای من داهی قشنگم رو کجا بردی آخه این دلقک دقلبازو جاش گذاشتی
نامجون : منم از دیدنت خوشحال شدم بچه ولی وقتی گفتم صحبت با ولوم پایین منظورم تو هم بود
انگار یه سطل آب سرد روش ریختن ، بدجوری ضد حال خورد ، عزیزدلم اشکال نداره بالاخره پاچهخواری همه جا جواب نیست.
آقایی که کیم خطاب میشد یه نگاه به من انداخت ، نگاه نافذش دقیقا مثل نگاههایِ جئون بود ، بی اختیار از جام پاشدم و تعظیم کوتاهی کردم که در مقابل سری تکون داد
جیمین : اسمش ملودیه
اون پسره ، انگار میخواست با کیم خیلی محترم حرف بزنه اما ته تلاشش همین بود
نامجون : میدونم
همچنان بهم خیره شد ، انگار هیچکدوم قرار نبود چیزی بگن ، و این جو برام اذیت کننده بود
ملودی : جسارتا ، شما کی هستید؟
انگار یهو چیزی یادش اومد
نامجون : من کیم نامجونم ، یکی از آشناهایِ معلمت
ملودی : کاری با من داشتید؟
انگار با هر سوال من یادش میومد به چیزی باید بگه ، چشونه؟
نامجون : ببخشید حواسم نیست ، جونگکوک گفت که بیام ببرمت کتابخونه روسا
این چند وقت اینقدر توی رفت و آمد به کلاسای خصوصی ریاضی بین "ایم" و "جئون" چرخیده بودم و هی حواسمو جمع میکردم که با کدوم فامیلی صداش کنم که برای یه لحظه به جا نیاوردم 'جونگکوک' کیه ، و فکر کنم که اَکت چهرهم این موضوع رو خیلی خوب رسوند
نامجون : جِئو..
میخواست چیزی بگه که اون پسره زودتر گفت
جیمین : ایم جونگکوک
و انگار اون آقای محترم یا نمیدونست اینجا با 'ایم' صداش میکنن یا یادش رفته بود چون جا خورد . از رفتارای عجیب اونا کناره گیری کردمو برای درست نشدن حاشیه بین بچه سال های مدرسه زودتر از جام بلند شدم و کیف کوچیکی که همراه خودم آورده بودم رو برداشتم
ملودی : لازم نبود زحمت بکشید میتونستم با تاکسی برم
تک خندهیِ شیرینی کرد ، چقدر اکتاش شبیه جئون بود . تن صداش رو خیلی آورد پایین و طوری که فقط خودمون بشنویم گفت
نامجون : به هرحال که روی حرف جئون نمیشه حرف زد
اون میدونست که من از رابطهیِ جئون با مدیر باخبرم؟
𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁷⁷
.
.
< The next day >
مثل هر روز زنگ خورد و من برگههارو جمع کردم ، بعد از اینکه معلم رفت نشستم روی میز . یعنی کی داره اونا رو میفرسته؟
دستی محکم روی میزم فرود اومد که باعث شد با ترس عقب بپرم و هین آرومی بگم
جیمین : سلام
این دیگه کدوم خریه
جیمین : سلاااام
بلند تر گفت ، این چه وضعشه گوشام درد گرفت . چهرهش آشناست ، غلط نکنم دوست سئو عه
ملودی : چیزی شده؟
دستی روی شونهش فرود اومد و از روی میزم بلندش کرد ، دست نجاتی که این پسرو از تو حلق من درآورد . به چهره پسر پشت سریش نگاه کردم ، ته چهرهش خیلی آشناست اما نمیدونم کیه ، به نظر هم سن آقای جئون بود
نامجون : بهت یاد ندادن با ولوم پایین صحبت کنی؟
انگار با شنیدن صدای فرد پشت سرش بهش برق سه فاز وصل کردن ، سه متر پرید بالا و صاف عقب وایساد ، پاهاش جفت شده و سیخ ، شبیه سربازا
جیمین : ببخشید آقا ، دیگه تکرار نمیشه
منو گذاشتن وسط سیرک؟ دلقکش کو؟
داهی : آقای کیمممم
پیداش شد... با اون صدای بلندش با هر دو دستش بازوی اون مرد که ظاهرا فامیلیش کیم بود رو گرفت
داهی : خوشحال شدم از دیدنتونننن
کش دار و بلند صحبت میکرد ، فرقی با جیغ نداشت . این دختره دست از سر هیچ پسری برنمیداره ، اگر قابلیتش رو داشت یه شبه جمعیت کره زمین دو برابر میشد! آه خدای من داهی قشنگم رو کجا بردی آخه این دلقک دقلبازو جاش گذاشتی
نامجون : منم از دیدنت خوشحال شدم بچه ولی وقتی گفتم صحبت با ولوم پایین منظورم تو هم بود
انگار یه سطل آب سرد روش ریختن ، بدجوری ضد حال خورد ، عزیزدلم اشکال نداره بالاخره پاچهخواری همه جا جواب نیست.
آقایی که کیم خطاب میشد یه نگاه به من انداخت ، نگاه نافذش دقیقا مثل نگاههایِ جئون بود ، بی اختیار از جام پاشدم و تعظیم کوتاهی کردم که در مقابل سری تکون داد
جیمین : اسمش ملودیه
اون پسره ، انگار میخواست با کیم خیلی محترم حرف بزنه اما ته تلاشش همین بود
نامجون : میدونم
همچنان بهم خیره شد ، انگار هیچکدوم قرار نبود چیزی بگن ، و این جو برام اذیت کننده بود
ملودی : جسارتا ، شما کی هستید؟
انگار یهو چیزی یادش اومد
نامجون : من کیم نامجونم ، یکی از آشناهایِ معلمت
ملودی : کاری با من داشتید؟
انگار با هر سوال من یادش میومد به چیزی باید بگه ، چشونه؟
نامجون : ببخشید حواسم نیست ، جونگکوک گفت که بیام ببرمت کتابخونه روسا
این چند وقت اینقدر توی رفت و آمد به کلاسای خصوصی ریاضی بین "ایم" و "جئون" چرخیده بودم و هی حواسمو جمع میکردم که با کدوم فامیلی صداش کنم که برای یه لحظه به جا نیاوردم 'جونگکوک' کیه ، و فکر کنم که اَکت چهرهم این موضوع رو خیلی خوب رسوند
نامجون : جِئو..
میخواست چیزی بگه که اون پسره زودتر گفت
جیمین : ایم جونگکوک
و انگار اون آقای محترم یا نمیدونست اینجا با 'ایم' صداش میکنن یا یادش رفته بود چون جا خورد . از رفتارای عجیب اونا کناره گیری کردمو برای درست نشدن حاشیه بین بچه سال های مدرسه زودتر از جام بلند شدم و کیف کوچیکی که همراه خودم آورده بودم رو برداشتم
ملودی : لازم نبود زحمت بکشید میتونستم با تاکسی برم
تک خندهیِ شیرینی کرد ، چقدر اکتاش شبیه جئون بود . تن صداش رو خیلی آورد پایین و طوری که فقط خودمون بشنویم گفت
نامجون : به هرحال که روی حرف جئون نمیشه حرف زد
اون میدونست که من از رابطهیِ جئون با مدیر باخبرم؟
- ۱۳۵
- ۰۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط