رمان خرس عسلی پارت

رمان خرس عسلی پارت ۶
ویو تهیونگ
صبح روز بعد با دردی که زیر دلم داشتم از خواب بیدار شدم دیدم کوک نیست فکر کردم مثل اون روز کار داشته و رفته سر کار برای همین از روی تخت بلند شدم رفتم پایین ولی در کمال تعجب دیدم کوک داره تو اشپز خونه صبحونه درست میکنه پس رفتم سمتش

ته : سلام کوکی

کوک : سلام خرسه عسلی من بیا بشین الان صبحونه رو میارم

ته : باشه

باشه ای گفتم و بعد رفتم روی یکی از صندلی های میز نشستم و بعداز چند دیقه کوک صبحونه رو اورد و خوردیم و بعد از صبحونه میزو جمع کردیم و رفتیم نشستیم ببینیم که برای ادامه ی روز چیکار کنیم

ویو کوک
نشسته بودیم که یهو گوشیم زنگ خورد شمارش ناشناس بود برداشتم که یهو یکی یه دادی زد اون سرش ناپیدا که از صداش فهمیدم که جینه

جین : کوکککک ( داد )

کوک : چیه جین

جین : عه شناختی ماشاالله

کوک : چی میخواستی بگی

جین : میخواستم بگم برای ساعت پنج وقت خالیه

کوک : اره چطور

جین : پس دیگه حرفی نمیمونه ساعت پنج دم شهر بازی سرعت و هیجان ( مثلاً اسم یه شهربازی ) میبینیمت

کوک : مگه غیر از نامجون هیونگ و تو کسدیگه ای هم هست

جیمین : اره منو یونگی

کوک : جیمین

جیمی : هوم

کوک : پس جمعتون جعمه

جیمین : نه بابا اومدیم اینو بگیم الان داریم میریم شب میبینمت خدافظ

کوک : خدافظ

کوک : ته بچه ها گفتن شب بریم شهر بازی ولی خب تا شب چیکار کنیم

ته : خب بیا فیلم ببینیم

کوک : باشه تاج بی نقص چطوره

ته : خوبه

کوک : پس من میرم پفیلا با آبمیوه بیارم توعم فیلم رو بزار باشه ته فیلمو گذاشت کوکم امیوه و پفیلا رو اورد بعد روی مبل کنار هم نشستند و فیلم دیدن

( پرش زمانی به ساعت ۴:۰۰ )
ویو کوک
داشتیم قسمت آخر سریال رو نگاه میکردیم که چشمم خورد به ساعت که چهارو نشون میداد عه چقد زود ساعت چهار شد عجبا اشکال نداره بعداً ادامه ی فیلمو میبینم

کوک : ته ساعت چهاره

ته : چه زود پس بریم حاضر شیم دیگه

کوک : پاشو بریم

رفتیم اتاق لباس برداشتیم از کمد و پوشیدیم و بعد رفیم پایین کفش پوشیدیم بعد رفتیم طرف ماشین سوار شدیم راه افتادیم به سمت شهربازی


ادامه دارد........
دیدگاه ها (۱۲)

سلام مهربانانامروزتان پر از لبخند الهی در این روز های زرد پا...

رمان خرس عسلی پارت ۵ ویو تهیونگ صبح وقتی که بیدار شدم کوکو ن...

#قمار_سرنوشت پارت¹⁴ویو لونا داشتم با گوشیم ور میرفتم که یکی ...

...ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ+من یرم یه اب به صو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط