تکیه بر دیوار کردم خاک برفرقم نشست *

تکیه بر دیوار کردم خاک برفرقم نشست *
خاک برفرقش نشیند آنکه یار ازمن گرفت *
دیدگاه ها (۳)

با رفتنت همه چیز رفت.....

آن روز که تعلیم تو میکرد معلم *بر لوح تو ننوشت مگر حرف وفارا...

یابه حالت یابه حیلت یابه زاری یابه زر * عاقبت اندر دل سخت تو...

ترسم که به پایان رسد عمر و تو نیائی*از داغ جدائی جگرم سوخت ک...

تایگر جان قبرت امادست خاک آماده نیستایشالا خاک هم تولید کردم...

💔‌️‌ ️‌سلام امام زمانم ای عشق ندیده ی من، ای یار سلامای ماه ...

دو ساعت بود زل زده بودم به دریاچه...بعد فهمیدم دریاچه‌ای در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط