انتقام خونین
انتقام خونین
پارت۲۵
رومینا بعدش رفت سوپر مارکت وکلای چیز میز مثل لواشک,شیرینی,خامه ای,آبنبات, آبجو,چیپس,پفک و.......
فلش بک خونه
رومینا:عجقم ببین چی خریدم (جقم :عشقم)
جیمین:چی خریدی
رومینا:خب خب صبر کن با شما نبودم نازی بیا
نازنین:🥹🥹
رومینا:بری همتون گرفتم این کیسه برای خانوما واین کیسه برای آقایون
#به چه مناسبت
رومینا:مهمونی مجردی نازنین وکوک
نازنین:اوووو
کوک:همه باهم
رومینا:نه دخترا جدا توی هتل پسرا همینجا توی خونه
وی :خب با همین لباسا میرید
نازنین:اره دیگه نمیشه هزار بار لباس عوض کرد
جیهوپ:بایی
همه:خدانگهدار
بعداز رفتن دخترا
کوک:پارتی پارتی یه یه
یونگی:اوه
(خب پسرا کارای عادی کردن خوردن خوابیدن و بازی کردن و.......)
فلش بک به هتل دخترا
یک اتاق گرفتن که سه تا تخت داره
(هلیا ورومینا مستن)
(نازنین مست نکرد چون فردا عروسیش هست سردرد میگیره)
رومینا:باباییی من گوروسنمه بهم غذا بده سوسیس(مست)
#بیا این غذا ولی سوسیسی مناسب تو(مست)
نازنین:خدااا نگاشون کن چیکار میکنن
رومینا:گوش کنید سوسیس دوست دارید یا کالباس(مست)
#هردوش(مست)
رومینا:گوساله یکی(مست)
#کالباس(مست)
رومینا:خا~ک تو~سر~ت(مست)
#چراااا(مست)(گریه)
رومینا:چون نازنین داره ازدواج میکنه ولی تو کالباس دوست داری منم سوسیس (مست)
نازنین:من چجوری شما رو تحمل کنم (کلافه)
رومینا:مامانی من شیل می خوام(روبه نازنین)
نازنین:من مامانت نیستم
رومینا:نگران نباش بعد از ازدواج مامان میشی(مست)
نازنین :خدا نکنه
#خدابکنه من می خوام خاله شمممممم(مست+
نازنین:خب به من چه بگو رومینا برات بیاره
رومینا:من معلوم نیست داستانم چخبره(مست)
نازنین:هلیا بیا بریم صورتت رو آب بزنم بعد رومینا وگرنه من دیوونه میشم
نازنین هلیا رو برد که صورتش رواب بزنه
چند دقیقه بعد اومدن بیرون که رومینا مستیش پرید
نازنین:رومینا داری چیکار میکنی(داد)
رومینا:من کاری نمیکنم
نازنین:پس چرا قیچی دستته(داد)
#بدش
رومینا:نه من می خو.....(هلیا حرفش رو قطع کرد)
#میخواستی خودتو بکشی
رومینا:یک دقیقه خفه شید من می خواستم م
پارت۲۵
رومینا بعدش رفت سوپر مارکت وکلای چیز میز مثل لواشک,شیرینی,خامه ای,آبنبات, آبجو,چیپس,پفک و.......
فلش بک خونه
رومینا:عجقم ببین چی خریدم (جقم :عشقم)
جیمین:چی خریدی
رومینا:خب خب صبر کن با شما نبودم نازی بیا
نازنین:🥹🥹
رومینا:بری همتون گرفتم این کیسه برای خانوما واین کیسه برای آقایون
#به چه مناسبت
رومینا:مهمونی مجردی نازنین وکوک
نازنین:اوووو
کوک:همه باهم
رومینا:نه دخترا جدا توی هتل پسرا همینجا توی خونه
وی :خب با همین لباسا میرید
نازنین:اره دیگه نمیشه هزار بار لباس عوض کرد
جیهوپ:بایی
همه:خدانگهدار
بعداز رفتن دخترا
کوک:پارتی پارتی یه یه
یونگی:اوه
(خب پسرا کارای عادی کردن خوردن خوابیدن و بازی کردن و.......)
فلش بک به هتل دخترا
یک اتاق گرفتن که سه تا تخت داره
(هلیا ورومینا مستن)
(نازنین مست نکرد چون فردا عروسیش هست سردرد میگیره)
رومینا:باباییی من گوروسنمه بهم غذا بده سوسیس(مست)
#بیا این غذا ولی سوسیسی مناسب تو(مست)
نازنین:خدااا نگاشون کن چیکار میکنن
رومینا:گوش کنید سوسیس دوست دارید یا کالباس(مست)
#هردوش(مست)
رومینا:گوساله یکی(مست)
#کالباس(مست)
رومینا:خا~ک تو~سر~ت(مست)
#چراااا(مست)(گریه)
رومینا:چون نازنین داره ازدواج میکنه ولی تو کالباس دوست داری منم سوسیس (مست)
نازنین:من چجوری شما رو تحمل کنم (کلافه)
رومینا:مامانی من شیل می خوام(روبه نازنین)
نازنین:من مامانت نیستم
رومینا:نگران نباش بعد از ازدواج مامان میشی(مست)
نازنین :خدا نکنه
#خدابکنه من می خوام خاله شمممممم(مست+
نازنین:خب به من چه بگو رومینا برات بیاره
رومینا:من معلوم نیست داستانم چخبره(مست)
نازنین:هلیا بیا بریم صورتت رو آب بزنم بعد رومینا وگرنه من دیوونه میشم
نازنین هلیا رو برد که صورتش رواب بزنه
چند دقیقه بعد اومدن بیرون که رومینا مستیش پرید
نازنین:رومینا داری چیکار میکنی(داد)
رومینا:من کاری نمیکنم
نازنین:پس چرا قیچی دستته(داد)
#بدش
رومینا:نه من می خو.....(هلیا حرفش رو قطع کرد)
#میخواستی خودتو بکشی
رومینا:یک دقیقه خفه شید من می خواستم م
- ۱۴۲
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط