.....صدای نیکو مثل شیشه شکسته بود:من عاشق آنابث نبودم.

.....صدای نیکو مثل شیشه شکسته بود:من عاشق آنابث نبودم.
جیسون گفت :تو بهش حسودی می کردی.بخاطر همین نمی خواستی اطرافش باشی.مخصوصا اطراف پرسی هم نمی خواستی باشی.این همون حس رو داشت.
بخشی از کتاب خانه هادس اثر ریک ریردان
از نظر من با این کار تموم هفتا کتاب قبلش رو نابود کرد
اونایی که کتاب رو خوندن می دونن
دیدگاه ها (۲)

توانایی‌های خاصسایه‌خوانی: می‌تونه از روی سایه‌ها حضور موجود...

سلاممممم

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:③فردا صبح با چشمایِ پُف کرده و قرمز بیدار شد...

اعتیاد من بهت.

🦢 پارت پانزدهم | حسادتصبح، لیانا طبق معمول آماده‌ی رفتن به م...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

🖤 پارت ۴۶ | «آخرین نقشه»پدر لانا لبخند زد.— «بالاخره همه خان...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❽من اگر دنیای خودم را خلق نمی‌کردم، در دنیای دیگر...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط