شور دیدارت اگر شعله به دل ها بکشد

شور دیدارت اگر شعله به دل ها بکشد
رود را از جگر کوه به دریا بکشد

گیسوان تو شبیه است به شب، اما نه
شب که اینقدر نباید به درازا بکشد

خودشناسی قدم اول عاشق شدن است
وای بر یوسف اگر ناز زلیخا بکشد

عقل یکدل شده با عشق، فقط می ترسم
هم به حاشا بکشد هم به تماشا بکشد

یکی از ما دو نفر کشته به دست دگری است
باش تا کار من و عقل به فردا بکشد

زخمی کینه ی من! این تو و این سینه ی من
من خودم خواسته ام کار به اینجا بکشد

حال با پای خودت سر به بیابان بگذار..
پیش از آنی که تو را عشق به صحرا بکشد
دیدگاه ها (۲)

راهی به خدا دارد خلوتگه تنهایی...آنجا که روی از خود ، آنجا ک...

‌باران گرفته ، باز دلم گشته بیقراردردت اشاره کرده به چشمم « ...

من پر از وسوسه ی چشم تو هستم! تو چطور؟من از احساس غزلخیز تو ...

دستم به دامانت گلم ،از خود مرا سردم نکنآن دم که از من دلخوری...

پلک بستی که تماشا به تمنا برسدپلک بگشا که تمنا به تماشا برسد...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط