تو

#تــو
خود نهایت جانے
ز #تــوست
حے و حیاتم...
دیدگاه ها (۲)

فانوس خیالت رابر ایوان خاطره هاآویخته امودر هجوم این شبهاے د...

استخوان هایم خرد شدنددر زیرآوار رفتنت، پیچک موهایم سوختندمن ...

بنشینبر سر میز لبانمو بگذار شراب گوارای عشقلب هایت را به تکا...

طلوع کن،تا هوای صبح بتابد به چشم هايت!وقتی بوسه های تو،گونه ...

🍃‌نسیم صبح سعادت، خدا کند که بیایى🍃رسیده شب به نهایت، خدا کن...

در فـراقـت بغض دیریـن در گلـو دارم هـنوز با لـب خامـوش خــود...

تـــو بیــــکرانه‌ی دریایی و مــن آن رودمکه درهوای ِ رسیدن ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط