روزی میـرسه که .. روزی میـرسه که ..

روزی میـرسه که .. روزی میـرسه که ..
عشقم خسته و کوفته از سرکار میاد خونه ..
بهش خسته نباشید میگم ..
اونم بوسم میکنه میره دوش بگیره ..
تا میره حمــوم داد بزنم اقـــاااامــــون ؟!
از پشت در بگه جـــووون دلم ؟!
بهش بگم بدوو بدووو درو باز کن ..
درو باز کنه بگه چی شده خانـومم ؟!
با ذوق بهــش بگم میزاری خط تــه ریشتو من بزنم ؟!
اقامونم لباسشو در بیاره بگه لازم نکرده ..تو برو غذاتو درست کن جاسویچی .. !
منم قیافمو اینجوری کنم ..
با غرغر بیام بیرون اونم از پشت بغلم کنه ..
بگه چه نازنازی تشریف دارن بعضیا .. !
منم با ذوق برم سمتش تا خط ریششو بزنم ..
سرشو خم کنه تا قدم بهش برسه ..
بـعـد یـهــو چشـمم بــه بـازوهـای لخـتـش بـیـوفـتـه ..
مظلوم نگاش کنم بگم همممم اقااا ؟!
اونم بازوشو بیاره جلو بگه بیا گازش بگیر عروسکـ لوس من !
من کـه یه خانوم کوچولو بیشتر ندارم ..
دیدگاه ها (۲۴)

من عاشق یک مافیا شدم Part 3ات: ۲روز بهم وقت دادن... اگه ... ...

عشقی حقیقی

قفس سیاه p2

Chapter 14"*frozen*+ تهیونگ نزنم نصفت کنما، طرف رفیقمه از ما...

اخرین دعا 35

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟒ویو جونگکوکبا حس خشکی دهنم اروم چشمام ...

سناریو بلولااااک

کسخلان گروگان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط