فکر می‌کردم "آدم‌ها"همان‌طور که

فکر می‌کردم "آدم‌ها"همان‌طور که
آمده‌اند، می‌روند
نمی‌دانستم که نمی‌روند، می‌مانند
ردشان می‌ماند حتی اگر
همه چیزشان را هم با خودشان
بردارند و بروند...
دیدگاه ها (۱)

میخواهم بنویسم:بیداری؟هستی؟کاش بخوانی:دلم گرفته ای دوست...و ...

آسماڹ بَس کُڹ دِگَر...اُوضاعِ حالَم ...خوب نیستدَررِقابَت .....

حالا که داغ از رفتن توام..میخواهم سیر گریه کنم..!سرد که شده ...

کسی که می خوابدو دیگر بیدار نمی شودنمرده!!!در خواب معشوقه اش...

نمی‌دانستم از هرچه بترسم پیش می‌آیدبه هجرانت نباید فکر می‌کر...

وقتی چیزی من را رنج میداد، در مورد آن با هیچ کسی حرف نمی‌زدم...

ادم ها می روند حتی اگه قول داده بودند که کنارت می مانند .......

‏ مهدی خراتیان: جریان نرمالیزاسیون سندروم دکمه صلح دارند و ف...

مهدی خراتیان: جریان نرمالیزاسیون سندروم دکمه صلح دارند و فکر...

«اگر پایان این قصه را می‌دانستم هرگز آغازش نمی‌کردم.»_سیمین ...

گفتم که فراموشت کنم، نشد؛هر بار که دل را آرام کردم،نام تواز ...

هیچوقت فکر نمی‌کردم بلاکر مورد علاقه ام گریه کنه حتی برای طن...

« ⏳ ڪاش می‌شد فکرهای شبانه‌ات روبی‌ﻬوده صرفِ فکر کردن ‌‌ ‌...

من می خواستم یچیزی بگممن شمارو درک نمی کنم نه واقعا درک نمی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط