مرا بیابی کاش در پیراهنت

مرا بیابی کاش در پیراهنت!
و رازدار باشی
تا با تو از معنای واقعی عشق سخن بگویم

از حادثه‌ای که بامدادان
خورشید را هیزانه پشت پنجره‌ی اتاقت می‌کشد
و شامگاهان
ستاره‌ی دلداده را‌ در حیاط خانه‌ات می‌کارد

از اتفاقی که درختان را به شوق نوازش تو به بار می‌نشاند
و از برگ‌ها زیر گا‌‌م‌های تو فرشی هزار رنگ می‌افکند

رازدار باش تا بگویم با تو
پیچک از تو آموخته اینگونه رستن را
گل شکفتن را
آسمان باریدن را
و چشمه جوشیدن را

حرف‌های راز آلودی در دهان دارم
که عطر گندم دارند
و رنگ حسن یوسف
و نگفتنی بوده‌اند گویی
شعرهایی در دلم هست که سر به مهر مانده‌اند
و نا‌نوشته گویا ولی عطراگین
که در سینه‌ام پروانه‌ها جلوس کرده‌اند

اما کنون بگذار با تو سخن بگویم
که چشم به زمین گر نیفکنی نخواهد چرخید
و دلت شور نزند پاییز نخواهد رسید
عاشق نباشی اگر شعرها کال می‌مانند
و مرا در پیراهنت نیابی ، رازها می‌میرند در دهان و دلم!
رازدار باش تا بگویم
از پچ‌پچ پلک و مژه‌ام وقتی میرسی
و عصیان دست‌ و پایم وقتی می‌روی

کاش بگویم با تو
از رازی مگو
از معنای وهم آلود عشق
از هیبت و شکوه علاقه
و از خدایی که شمعدانی را پاداش رازداری معشوقه‌ها قرار داد!

#دوشنبه_۲۶_شهریور_۱۳۹۷
دیدگاه ها (۳)

باغچه را روی سرش گذاشته بودو نام یکصد و دو شاعر دور مچ دست چ...

#تبریک_به_همه_مخصوصا_سرخ‌دلان....تو تاریخ بنویسید، یه تیم مح...

آب هم شرمنده #عباس شد😔 😢 😔 دلم گرفته ارباب...بازم چشام بارون...

السلام.علیک.یا.باب.الحوائج....السلام.علیک.یا.ابوالفضل.العباس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط