در پی کافه دنجی هستم ،

در پی کافه دنجی هستم ،
ته یک کوچه بن بست فراموش شده
که در آن ،
یک نفر از جنس خودم
دست و دلبازانه
از خودش دست بشوید گهگاه ...
و حواسش به فراموش شدنها باشد ...
کافه ای با دو سه تا مشتری ثابت و معتاد به آه ...
کافه ای دود زده با دو سه تا شمع نه چندان روشن ،
و گرامافونی
که بخواند ،
گل گلدون ، بوی موهات ،
ای که بی تو خودمو ...
و تو یکمرتبه احساس کنی
کافه یک کشتی طوفان زده است
وسط خاطره هایی که تو را می بلعد ....
دیدگاه ها (۴)

dark life = 34سه روز از شب اعتراف گذشته بود. سه روزی که تهیو...

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)ممنون که بدنیا اومدی و شدی زندگی ...

فیک : بین راندها

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در پی کافۀ دنجی هستم ... ته یک کوچۀ بن بستِِ فراموش شده که د...

در پی کافه ی دنجی هستم ته یک کوچه بن بست فراموش شده که در آن...

♥درپــــــــــی♥ کافه‬ دنجی هستمته یک کوچه بن بست فراموش شده...

♥درپــــــــــی♥ ‫کافه‬ دنجی هستمته یک کوچه بن بست فراموش شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط