ریختی بر شانه ات موی شرابی آفرین

ریختی بر شانه ات موی شرابی آفرین
مست و پاتیل توام امشب حسابی آفرین

کرده ای آرایش و الحق که محشر گشته ای
ست شده لب های قرمز چشم آبی آفرین

میوه ی ممنوعه ای بد جور چشمک می زنی
عصر در باغ غزل وقتی که خوابی آفرین

در مفاتیح الجنان افسوس در باب وصال
جستجو کردم ندیدم هیچ بابی آفرین

سن و سالت بیست است بدجورجا افتاده ای
چون شراب کهنه ای هرچند نابی آفرین

توی یخبندان این عصر پر از بهمن هنوز
عاشقان خویش را چون آفتابی آفرین

" من وکیلم " شاه ماهی توی تور انداختم
گفت عاقد:" کرده ای خوب انتخابی آفرین...
دیدگاه ها (۳)

آرزویم گشته ای دل ، بوسه بر دستان تو .تا بگیرد دست محتاجم ، ...

تو که رفتی نفســـم بی تو غریبانه گرفتدلِ زارم قفسی شد که به ...

‌ ‌ هرچه کردم بشوم از تو جدا، بدتر شدگفته بودم بزنم قید تو ر...

سهم من از تو فقط حسرت و ویران شدن استپرسه و گیج زدن توی خیاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط