شاعر تو را دید و غم خود باز یادش رفت

شاعر تو را دید و غم خود باز یادش رفت
شعر کبوتر با کبوتر باز .... یادش رفت

پرواز گیسوی رهایت را کبوتر دید
شرمنده شد از کار خود ، پرواز یادش رفت

چشمان تو مانند دریایی جدا از هم
موسی تو را وقتی که دید اعجاز یادش رفت

عطر تنت خوش بو تر از باغ ارم ... حافظ
با عطر تو مجنون شد و شیراز یادش رفت

حتی بنان از دوریت دلتنگ و محزون است
بغضی گلویش را گرفت .... آواز یادش رفت..
دیدگاه ها (۱۳)

رفیق...!اندازه بُغضِ قناریدوسِت دارم !!خیال نکن کمهقناری بُغ...

🌹 دل را به صفای صبح پیوند بزن🍃 بر پایِ شب سیاهِ غم ، بند بزن...

آدم دل اش می‌گیرد از اینهمه نبودن !واقعا بعضی ها چطور می‌توا...

همیــشه عاشــق دلــی باش که اگه زندونی دلـت شـد وقتی درقفــس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط