بگو چگونه با غم نبودن تو" تا " کنم؟
بگو چگونه با غم نبودن تو" تا " کنم؟
چگونه بند قلب را ز مهر تو جدا کنم؟
غریبگی نکن، منم، همان من همیشگی
قرارمان نبود تا تو را شما صدا کنم
کجای قصه گم شدی که غم نشسته در دلم؟
چگونه کوه درد را درون سینه جا کنم؟
به سوگ دست گرم تو سحر کنم تمام شب
در آرزوی دیدنت فقط خدا خدا کنم
امید قلب خسته ام، دوای درد من تویی
تو نیستی کجا روم گدایی شفا کنم؟
به انتظار روی تو تمام عمر من گذشت
کبوتر امید را بگو کجا رها کنم؟
یقین که کهنه میشود به غیر عشق هر چه هست
هنوز هم برای تو تمام جان فدا کنم..
چگونه بند قلب را ز مهر تو جدا کنم؟
غریبگی نکن، منم، همان من همیشگی
قرارمان نبود تا تو را شما صدا کنم
کجای قصه گم شدی که غم نشسته در دلم؟
چگونه کوه درد را درون سینه جا کنم؟
به سوگ دست گرم تو سحر کنم تمام شب
در آرزوی دیدنت فقط خدا خدا کنم
امید قلب خسته ام، دوای درد من تویی
تو نیستی کجا روم گدایی شفا کنم؟
به انتظار روی تو تمام عمر من گذشت
کبوتر امید را بگو کجا رها کنم؟
یقین که کهنه میشود به غیر عشق هر چه هست
هنوز هم برای تو تمام جان فدا کنم..
- ۲.۶k
- ۲۳ مهر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط