به رنگ شفق درغروبی حزین

به رنگ شفق درغروبی حزین
سکوتی شکست و غمی پا گرفت
نم اشک بر گونه ای تا نشست
ولی خسته از دست دنیا گرفت
زمین را خیالی زدیروزها
زمان را هیاهوی فرداگرفت
کسی گفت ازپشت دیوارآه
خدایا دل من ازاینجاگرفت
دیدگاه ها (۵)

دلم زشوق توهرشب به گریه مهمانی استهمیشه چشم پریشان عشق باران...

جیجرخاله

‌˼˼ بِسۡـم‌ِرَب‌ِالْحُ‌ـسِی‍ـنۡ...˹🤍🕊️ ومَاالجَنَّة‌غَیرُکَر...

عاشقانه های شبنم

به نام اوچه زیبا فرمود که «ابراز عشق به آن که به تو بی میل ا...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

࿐ྀུ༅ ﷽ ࿐ྀུ༅🌤یااباصالح المهدے ادرڪنی💚آسمان درتب و تاب غزل بار...

آسمان ابریست از آفاق چشمانم بپرسابر بارانیست از اشک چو باران...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

ای خسته از جماعتِ غرقِ ریا حسینای دل بُریده از همه ی رنگ ها ...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط