پسر اول گفت: مادر جون برم جبهه؟

پسر اول گفت: مادر جون برم جبهه؟
گفت: برو عزیزم
رفت و والفجر مقدماتی شهید شد!
پسر دوم گفت: مادر، داداش که رفت، من هم برم؟
گفت: برو عزیزم.
رفت و عملیات خیبر شهید شد!
پدر گفت:
حاج خانم بچه ها رفتند، ما هم بریم تفنگ بچه ها روی زمین نمونه، رفت و کربلای پنج شهید شد!
مادر به خدا گفت:
همه دنیام رو قبول کردی، خودم رو هم قبول کن
رفت و در حج خونین شهید شد!
خدایا جواب اینارو چی بدیم؟
دیدگاه ها (۲)

دختر خانمی میگفت:فقط دعا کنید پدرم شهید بشه!خشکم زدگفتم دختر...

به مادرقول داده بود برمی گرده.. چشم مادر که به استخوان های ب...

یادی از شهید . . . مادر شهیدی می گفت : وقتی فرزند اولم در ج...

شهید محمد حسین آینده: برادران و خواهرانم و تمامی دوستانم، از...

گفتاری از سرلشکر غلام‌علی رشیدباید‌ دستاوردهای‌ نظامی حاج‌قا...

رمان شماره ۷ پارت ۱۵ که یهو داناوان گفت : ما می‌خوایم که شما...

love in the dark⑥⑦فردا(شب)کوک: سلام ا/ت: یومی کجاست؟ کوک: سل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط