امروز برای دل دیوانه دلم سوخت

امروز برای دل دیوانه دلم سوخت
از غصّه ی این دل چه غریبانه دلم سوخت

یک لحظه بخود آمدم و چشم گشودم
دیدم که غریبم درِ این خانه، دلم سوخت

باد آمد و زد شانه به گیسوی سیاهت
از موی پریشان شده ی شانه دلم سوخت

از شمعی ضعیفی که به یک"فوت" کند"فوت"!!!
از شیوه ی جان دادن جانانه دلم
سوخت

از آب شدن با "روش قطره ای" شمع
از بی کسی مفرط پروانه دلم سوخت

با عمر دو روزه چه کند نو گل زیبا؟
از ناله ی آن بلبل مستانه دلم سوخت

بیچاره پرستو، که همه عمر سفر کرد
از هجرت موهوم، پی لانه دلم سوخت

امروز برای همه ی عالم و آدم
از بیطرف و دوست و بیگانه دلم سوخت
دیدگاه ها (۱)

ڪــم آوردم دیــگــه ،ڪــمــ‌ آوردمــچــقــدر ،از دســت تــو ...

زمــان ڪــه بــگــذره دیــدت نــســبــت بــه خــیــلــیــا ع...

ای به دوش افکنده گیسو ...کجا بودی که دیشب تا سحر در فکر گیسو...

با تو کاشانه قشنگ است / روح افسانه قشنگ استبوسه بر بال کبوتر...

جز عشق تو در قلب و دلم لانه ندارد غیر از تو کسی راه به این ...

با تو کاشانه قشنگ است / روح افسانه قشنگ استبوسه بر بال کبوتر...

ای نگاهت آشنا شد با دل دیوانه اممی نویسم مثل شمعی که بر آن پ...

با چشم مستت نازنین دیگر بیا مستانه کنآتش بزن بر پیکرم با بوس...

با چشم مستت نازنین دیگر بیا مستانه کنآتش بزن بر پیکرم با بوس...

با چشم مستت نازنین دیگر بیا مستانه کنآتش بزن بر پیکرم با بوس...

نیست کاری به شما مردم فرزانه مراواگذارید دمی با دل دیوانه مر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط