امام صادق (ع) فرمود:

امام صادق (ع) فرمود:
پدرم مردی را دید که پسرش همراهش راه می‌رفت و به بازوی پدر تکیه کرده بود، (وقتی این جریان را دید) تا زنده بود از روی ناراحتی و خشم با او صحبت نکرد.
بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۶۴
دیدگاه ها (۲)

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش پایانی)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

قصه سیزدهم: امام حسن مجتبی (ع)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط