گمت کردم...

گمت کردم...
تورا میان خط به خط این خیابان بین این چراغ تا چراغ بعدی...
میان کودکی هایم...
گمت کردم...
میان دلتنگیهای عاشقانه ام...
کنار برکه ی همیشگی
شاید میان جرعه جرعه ی چایت حل شدم یا زیر گلوله های برفی که بر گونه ات مینشست...
نمیدانم...
کجای لحظه های زندگیم بودی؟؟
هرجارو که بگی گشتم....
تو که رفتی من هم کوچ کردم از هوایی که هوای تو درآن نیست...
دیدگاه ها (۱۷)

فکر می کنم در غیاب توهمه‌ی خانه ‌های جهان خالیست همه‌ی درها ...

***

هنوز سالهاست تمام آن راه را از خانه تا آن درخت بید در هوایت ...

هوای دلم شبها سرد میشود...هوای بودن دستهایت به سرم میزند...ب...

FORCED LOVEPart: 10───صدای گلوله توی تاریکی پیچید. منتظر درد...

سایه های کلاغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط