چه ساده لوح اند آنان که می پندارند

چه ساده لوح اند آنان که می پندارند
عکس تو رابه دیوار های خانه ام آویخته ام!
و نمیدانند که من
دیوار های خانه ام را به عکس تو آویخته ام!!!
فقط میخندید و باافتخار تصاویر پاره های تنش را نشانمان میداد....
فقط میخندید و با افتخار از رشادت های فرزندانش میگفت...
فقط میخندید و عکسهای جگرگوشه هایش را نوازش میکرد... میخندید و اطرافیان همه گریه میکردند...
آرام و قرارِ این مادر همه را بی قرار کرده بود..
من هم با او میخندیدم...چنان خنده ها و لبخندهایش شیرین بود که تمام وجودت را پر از لبخند و انرژی میکرد...
لبخندی از جنس بیچارگی و شرمندگی ...
آن سوی شهر ..در کوچه پس کوچه های شهرمان قیامتی برپاست...هزار هزار فرشته برای تعظیم فرود نشسته اند...آسمان زانو زده...دریا به تماشا نشسته است...گویا بهشت دلتنگ و بی قرار این مادر شده...
پ ن : عکس #مادر چهار رزمنده..چهار دلاور..چهار مدافع حرم...یکی شهید...یکی جاوید الاثر...یکی جانباز...و اخرین فرزند رزمنده ای از قافله ی " منهم من ینتظر"...که ان شاءالله زنده بماند برایش تا همیشه...
مادر شهید #سیداسحاق_موسوی و #جاویدالاثرسیدمحمدموسوی و #جانبازسیدمهدی_موسوی ...
چهارمین جوان او نیز به قافله ی مجاهدان پیوسته...
یک ام وهب افغانستانی...
عمارت_کن_مرا_آخر_که_ویرانم_به_جان_تو
هزار_افغان_است_در_دلم
من_هم_یه_مادرم_پسرم_رو_دوسش_دارم_ولی_جوونمو_بدست_بی_بی_میسپام
#لشگرهمیشه_فاتح_فاطمیون #مدافعان_حرم
دیدگاه ها (۸)

پارت دوم خیلی زود پلیس وارد صحنه شد.میسو دقیقا نمی دانست چه ...

P12تقریباً یک هفته از شبی که با جیمین وارد رابطه شده بود میگ...

Twenty four

پارت ۱۷ — شبی که راه بسته شدچند روز از بسته شدن مسیرهای جنوب...

جین با نگاه به خانه گفت:«خب... من فقط امیدوارم این یکی از او...

The Joke That Broke Us

حقیقت پنهان پارت ۵نامجون اولین کسی بود که قدم برداشت و به سم...

p : 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط