هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶
هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶
#پارت_53
صدای متعجبش اومد
+یعنی چی ؟
کلافه لب زدم
_هیچی! مراقب پناه باش..فقط همین!!
خواست حرفی بزنه که سریع گوشیو قطع کردم ..
کلافه چشامو بستم،که چشای خوشگلش از جلو چشام رد شد ..
اون صورت معصومش..اون سادگیش..
عاشق کسی شده بودم که حتی نیم نگاهم بهم نمیداخت خیلی خنده دار بود نه؟
مگه من آدمیم که رو حرفم حرف بیارن؟
خیلیه که تا الان از خودخواهی زیاد بلایی سرش نیاوردم..
این عشق داشت عوضم میکرد..
شکمم از شدت گرسنگی صدای بدی داد ..
از صبح هیچی نخورده بودم..ولی میلمم به غذا نمیکشید..
کل فکر و ذکرم شده بود ..پناه!
اون دختر بخاطر منِ لعنتی غش کرد بخاطر منِ احمق!
گوشیو از روی میز چنگ زدم شماره بابا رو گرفتم ..بعد از چند تا بوق صدای شنگولش اومد:
+سلام خروس لاریِ بابا!
تک خنده ای کردم
_ خوبی بابا؟
+دیگه پیر شدم بابا جان! مگه درد میزاره خوب باشم؟
عصبی غریدم
_هزار تا دکتر برات آوردم!
وقتی راضی به درمان نمیشی چیکار کنم ؟
خنده ای کرد :
+مثل تو که راضی به درمان نمیشی!
کلافه غریدم
_من مریض نیستم بابا!
#پارت_53
صدای متعجبش اومد
+یعنی چی ؟
کلافه لب زدم
_هیچی! مراقب پناه باش..فقط همین!!
خواست حرفی بزنه که سریع گوشیو قطع کردم ..
کلافه چشامو بستم،که چشای خوشگلش از جلو چشام رد شد ..
اون صورت معصومش..اون سادگیش..
عاشق کسی شده بودم که حتی نیم نگاهم بهم نمیداخت خیلی خنده دار بود نه؟
مگه من آدمیم که رو حرفم حرف بیارن؟
خیلیه که تا الان از خودخواهی زیاد بلایی سرش نیاوردم..
این عشق داشت عوضم میکرد..
شکمم از شدت گرسنگی صدای بدی داد ..
از صبح هیچی نخورده بودم..ولی میلمم به غذا نمیکشید..
کل فکر و ذکرم شده بود ..پناه!
اون دختر بخاطر منِ لعنتی غش کرد بخاطر منِ احمق!
گوشیو از روی میز چنگ زدم شماره بابا رو گرفتم ..بعد از چند تا بوق صدای شنگولش اومد:
+سلام خروس لاریِ بابا!
تک خنده ای کردم
_ خوبی بابا؟
+دیگه پیر شدم بابا جان! مگه درد میزاره خوب باشم؟
عصبی غریدم
_هزار تا دکتر برات آوردم!
وقتی راضی به درمان نمیشی چیکار کنم ؟
خنده ای کرد :
+مثل تو که راضی به درمان نمیشی!
کلافه غریدم
_من مریض نیستم بابا!
- ۶۹۶
- ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط