پای این قلم بشکند !
پای این قلم بشکند !
نتوانست تو را پایبند کند ...
آه ...ای مردِ شعرهای من !
بگوالان تو کجا هستی
شب از نیمه گذشته است ،،،
به خانه ی خودت
به " شعرهای من" برگرد..
و آخریــــــــــڹ حرف دل ......
برای او ڪه دیگر نیست....
نگاه میڪنم عڪست را......
و به خاطر مےآورم تــمام حرف هایت را.....
نگاهت را......
و حتـــــے چشمانت را...
نمیدانم مڹ بـــــد بودم......
زمانه بـــــد بود.........
یا شاید هـــــم زبانـــــم لال.....تــــــــــو.......
هنـــــوز هم در تعجب رفتنت ماندهاَم.........
امـــــا....
هـــــر ڪجا رفتے خدا پشت و پناهــــــــــت.......
امــــــــــا یادت باشد......
دستاڹ مڹ هنوز لمـــــس میڪند دستانت را...
امــــــــــا در خیال....
نتوانست تو را پایبند کند ...
آه ...ای مردِ شعرهای من !
بگوالان تو کجا هستی
شب از نیمه گذشته است ،،،
به خانه ی خودت
به " شعرهای من" برگرد..
و آخریــــــــــڹ حرف دل ......
برای او ڪه دیگر نیست....
نگاه میڪنم عڪست را......
و به خاطر مےآورم تــمام حرف هایت را.....
نگاهت را......
و حتـــــے چشمانت را...
نمیدانم مڹ بـــــد بودم......
زمانه بـــــد بود.........
یا شاید هـــــم زبانـــــم لال.....تــــــــــو.......
هنـــــوز هم در تعجب رفتنت ماندهاَم.........
امـــــا....
هـــــر ڪجا رفتے خدا پشت و پناهــــــــــت.......
امــــــــــا یادت باشد......
دستاڹ مڹ هنوز لمـــــس میڪند دستانت را...
امــــــــــا در خیال....
- ۸۸۶
- ۲۴ آبان ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۳۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط