سناریو

#سناریو
#درخواستی
#سه‌پارتی
"پارت ۱"

(وقتی ۱۰ سال اختلاف سنی دارید...)

ویو ا.ت: من و لینو ۶ ماهه باهم قرار میزاریم اما هیچکس نمیدونه چون اگر کسی بفهمه طرفداران و هیترها به لینو لقب پدو~فیل میدن و به همین دلیل از همه مخفیش کردیم چون من ۱۷ سالمه و لینو ۲۷ سالشه.

*ا.ت و لینو روی کاناپه نشسته بودند و باهم حرف می‌زدند که جونگین تشنه شد و به آشپزخونه رفت و آب خورد که ا.ت هم به او گفت براش آب بیاره.*

+برای منم یه لیوان آب بیار لطفا!!! [با لحنی کیوت گفت]
_باشه، خانوم کوچولو! [با خنده زمزمه کرد]

*لینو و ا.ت تاحالا بوسه از لب و تماس جن~سی نداشتند بخاطر سن ا.ت اما لینو همیشه میخواست اونو لمس کند پس در لیوان آب کمی تحر~یک کننده ریخت.*

ویو لینو: لیوان رو به ا.ت دادم و او بعد از گفتن مرسی کوتاه آب نوشید و منم کنارش نشستم تا ببینم تا تحر~یک میشه یا نه.

*لینو سرشو روی پاهای ا.ت گذاشت و هر دو صحبت کردن دوباره که ا.ت بعد از ۱۰ دقیقه گرمش شد.*

+چقدر هوا گرم شد یهو...[با تعجب گفت]
_میخوای پیراهنتو در بیاری؟ ممکنه بخاطر اون باشه...[با نگرانی ساختگی گفت]

*ا.ت پیراهنش رو درآورد اما هنوز یک تاپ نازک تنش بود که لینو کنارش نشست و گردنش رو با دهنش فوت کرد تا کمی بدن ا.ت خنک شود.*

+من میرم دستشویی...[زمزمه وار گفت و لینو سر تکون داد]

*لینو با پوزخند تماشا کرد و ا.ت به دستشویی رفت و آبی به صورتش زد که متوجه شد گرمی بدنش بخاطر تحر~یک شدنه پس خواست با لینو انجامش بده.*

*لینو به اتاق رفت و لباساش رو در آورد تا ا.ت وقتی به اتاق اومد بدون تلف کردن وقت کارشو انجام بده.*

*ا.ت به اتاق رفت و وقتی او رو لخت دید لبخند زد و در رو پشت سرش بست بعد لباساش رو در آورد و روی تخت کنار عشقش نشست.*

_بزار اولین بارت رو برات لذت‌بخش کنم، بیبی گرل. [در گوش ا.ت لب زد]
+من آمادم، ددی‌. [با صدایی سکسی گفت و لینو ناله کرد]

*اونا شروع به بوسیدن کردن و دستای لینو با سی~نه های ا.ت بازی میکردن و ا.ت هم در دهن لینو ناله میکرد، لینو از بوسه جدا شد و یکی از سینه های ا.ت رو در دهنش گرفت و ۳ دقیقه مک زد بعد از گردن تا شکم ا.ت رو بوسه گذاشت که ا.ت سر اون رو به پایین هدایت کرد و اونم با ولع ورودی ا.ت رو میبوسید و مک میزد که ناله های ا.ت فضا رو پر کرده بود.*

+حس خوبی داره... آه...[با ناله گفت]
_بزار ددی آرومت کنه، گرل. [با صدای بم روی ورودی ا.ت لب زد]

*لینو با انگشتاش ورودی ا.ت رو برای دی~کش آماده کرد و اول سرش رو وارد کرد و بعد از اینکه ا.ت عادت کرد کلش رو وارد کرد تا تلمبه بزند و وقتی شروع کرد ناله های ا.ت و خودش بلند تر شدند. لینو همزمان با حرکت داخل ا.ت دستاش با سینه های ا.ت بازی میکرد و ا.ت هم از لذت ناله میکرد.*

*ا.ت و لینو بدن‌هاشون بهم میچسبه و با لذت انجامش دادن که در آخر اینو داخل ا.ت خالی کرد.*

*بخاطر شدید بودن رابطه هر دو زود در آغوش هم بخواب رفتند.*
دیدگاه ها (۲)

#سناریو #درخواستی#سه‌پارتی"پارت ۲"(وقتی ۱۰ سال اختلاف سنی دا...

#سناریو #درخواستی#سه‌پارتی"پارت ۳" "پارت آخر"(وقتی ۱۰...

دخترای خوشگلم 🩵من و دوستام یک کانال داخل روبیکا زدیم و داخلش...

#سناریو#تکپارتی (وقتی به اجبار ازدواج کرده بودین اما...) *ا....

#سناریو #درخواستی#دوپارتی"پارت ۱" (وقتی ۱۰ سال اختلاف سنی دا...

بچه ها عوض کردم کاور رو☆☆مافیای من☆پارت۷ بعد از اینکه رفتن خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط